چشمک

دیروز گذشته و فردا نیامده و میان این دو روز فانی ما بجز دقایق کنونی هیچ نداریم
ÏÑÈÇÑå æÈáǐ

ãæÖæÚÇÊ

ÂÎÑíä äæÔÊå åÇ

äæíÓäϐÇä

íæäÏ åÇ

ÂÑÔíæ ãØÇáÈ

ÂãÇÑ ÓÇíÊ



شعر عاشقانه

 

 

19.jpg

 

 

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن                                                                     

                                                به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق                                                                    

                                               تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟ 

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت                                                                  

                                                بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس                                                                

                                                       تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم                                                                    

                                                    وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن                                                                 

                                              به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن 

 هنوز یه قطره اشکتو  به صد تا دریا نمی دم                                                                        

                                                     یه لحظه با تو بودنو  به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم                                                                      

                                                   قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

 

 




چهارشنبه 10 شهریور 1389 ÊæÓØ میترا



سخنانی از بزرگان"گالیله و....

سخنانی از بزرگان

جبران خلیل جبران

ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار.

جبران خلیل جبران

گالیله

هرگز مردی و لو نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته ام بیاموزم.

گالیله

سعدی

درمیان دو کس دشمنی نیفکن که ایشان چون صلح کنند تو  در میانه  شرمسار باشی.

سعدی

گالیله

قدر زمان را بدانید که گذشته برنمی گردد و آینده شاید نیاید.

گالیله

 




یکشنبه 7 شهریور 1389 ÊæÓØ میترا



سخنان روح گالیله در مورد مفهوم و کیفیت زمان و مکان
روح گالیله از مفهوم و کیفیت زمان و مکان سخن می گوید


این مطالب هنگامی القاء شده که روح گالیله عالم فضا شناس معروف ( ۱۶۴۲ ـ ۱۵۶۴ ) پس از ارتباط با جمعیت روحی پاریس خواسته معنای زمان و مکان را برای اعضای جمعیت در سالهای ۱۸۶۳ ـ ۱۸۶۲ روشن کند . روح گالیله مقاله بسیار عمیقی که در حدود ۲۰ صفحه بوده با کتابت القائی بیان کرده و مرحوم شیخ طنطاوی جوهری در کتاب ارواح به طور کامل آن را ترجمه کرده است .

او چنین می گوید : فضا بی نهایت است ٬ اگر ما بخواهیم معنای بی نهایت بودن فضا را در ذهن خود مجسم کنیم باید چنین تصور کنیم که به یکی از جهات چهار گانه فضا با سرعت نور حرکت می کنیم ٬ پس از گذشتن چند ثانیه کره زمین در نظر ما فقط یک ستاره کوچک با نور ضعیف جلوه می کند . پس از چندین لحظه دیگر به کلی کره زمین از نظر ما محو می شود ٬ با این حال از مسافرت ما چند دقیقه بیشتر نگذشته ولی از زمین میلیونها میلیون فرسخ دور شده ایم و در این مدت حرکت خود هزار ها عوالم دیگر را می بینیم ولی بطور تحقق ما یک قدم بیشتر در فضا بر نداشته ایم ٬ و اگر سفر ما میلیونها میلیون سال طول بکشد باز هم نسبت به وسعت فضا یک قدم بیشتر جلو نرفته ایم .این حرکت به هر کدام از جهات چهار گانه فضا باشد همین حال را دارد . این است آنچه که از مفهوم فضا نزد من است .

اما زمان ـ کلمه زمان هم مانند فضا لفظی است که بی نیاز از تعریف می باشد . و لازم است که ما زمان را عبارت از تعاقب اشیاء در وجود تا بی نهایت بدانیم .

پس ما برای درک مفهوم زمان خود را در ابتدای خلقت جهان خود تصور می کنیم ٬ یعنی در آن عصری که زمین به واسطه نفخه الهی شروع به سرد شدن نمود . درست در همان لحظه که حرکت کره زمین متعادل با حرکات ستارگان منظومه شمسی شد زمان هم از گهواره طبیعت بیرون آمد . پس قبل از آن موقع ابدیت ساکن ثابت به جهان هستی حکومت می کرد . و زمان جریان خود را در عوالم دیگر سیر می کرد . وقتی که زمین آماده برای حیز شد ابدیت عوض گشت و سالها و قرنها تا امروز جای ابدیت را گرفتند ٬ و این توالی قرون تا لحظه ای که زمین از هم متلاشی شود و از سفر حیات خارج گردد ادامه دارد ٬ پس در آن هنگام باز هم تعاقب اشیاء در وجود ظاهر می شود . و حرکات زمین که مقیاس برای تعیین زمان بود ار بین می رود .

پس از همه این مطالب چنین نتیجه می گیریم که زمان با تولد اشیاء متولد می شود و با از بین رفتن همه آنها از بین می رود . زمان نسبت به ابدیت مانند یک نقطه است که از جو به اقیانوس بیافتد . پس مفهوم زمان با اختلاف عوالم اختلاف پیدا می کند . و در خارج از خلقت ترتیبی ابدیت حاکم است و با روشنائی خود همه فضای بی نهایت را روشن می کند . پس فضا حد ندارد ٬ ابدیت هم همیشه هست ٬ این دو خاصیت بزرگ جهان هستی می باشند .

و وقتی که زمان پشت سر آمدن اشیاء متغیر را برای ما مجسم می کند و فقط مقیاس شناخت آن تولید می باشد ٬ در این صورت اگر ما هزاران قرن را در هزاران قرن دیگر ضرب و حاصل ضرب را با هم جمع کنیم مجموع همه اینها نسبت به ابدیت یک نقطه بسیار کوچک بیشتر نخواهد شد . همانطوری که با جمع حاصل ضرب هزاران فرسخ در هزاران فرسخ دیگر فقط یک نقطه بسیار کوچک در فضا ظاهر خواهد شد .

وقتی که به حیات روحی ما تعداد بسیاری از قرنها بگذرد که مقدار عدد آن قرنها موازی همان قدر باشد که روی خط استوا نوشته می شود ٬ نفس ما در پایان این عدد مانند این است که تازه یک روز است قدم به جهان گذارده است . وقتی که ما به این عدد موازی با خط استوا یک سلسله دیگر از اعداد اضافه کنیم بطوری که آن از زمین تا خورشید و یا بیشتر از خورشید امتداد داشته باشد ٬ همه این اعداد تمام بشوند مثل این است که نفس در زمان فقط یک روز به سوی ابدیت رفته است . چون ابدیت نه حد دارد و نه اندازه گیری ٬ برای اینکه اول و آخر ندارد .

وقتی که همه قرنها نسبت به ابدیت بیش از یک ثانیه جلوه نکند پس اهمیت عمر انسان در زمین چقدر است ؟



انسان روح است نه جسد



یکشنبه 7 شهریور 1389 ÊæÓØ میترا



nazarrrrrrrrrrrrrrrr



دوشنبه 1 شهریور 1389 ÊæÓØ میترا



bedune sharhhhhhhhhhhh

 

nazar mikhammmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm


دوشنبه 1 شهریور 1389 ÊæÓØ میترا



یه مطلب قشنگ"بدون نظر عمرااااااااا"

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت ؟

جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم .

تو تنها نیستی . توکوله بارت عشق میزارم که بگذری،

قلب میزارم که جا بدی،

اشک میدم که همراهیت کنه،

و مرگ که بدونی برمیگردی پیشم.




یکشنبه 24 مرداد 1389 ÊæÓØ میترا



مطلب قشنگ"نظر ندادن ممنوع"
چرا قسم خوردن با فعل خوردن همراه است؟
 
آیا تا به حال به این موضوع فکر کردید که چرا سوگند با فعل خوردن همراه است؟  چرا میگویم سوگند خوردن یا سوگند بخور که فلان کار رو تو نکردی! علت این مسئله را در گذشته میتوان پیدا کرد در زمانهای قدیم زمانی که میخواستند صحت کلام شخصی را به اثبات برسانند ، به او مایعی که ترکیب یافته از مواد شیمیایی بود ، می دادند تا بخورد اگر این شخص پس از خوردن این مایع زنده میماند میگفتند این شخص راست می گفت ولی اگر میمرد ، میگفتند خوب دروغ میگفته که نتوانست از عهده این مایع شیمیایی جان سالم به در ببرد از این موقع هست که کلمه سوگند با خوردن همراه است

 
انرژی عظیم خورشید چگونه به وجود میاید؟
 
خورشید کره عظیمی است ، که فاصله اش از سیاره زمین بیش از 150 میلیون کیلومتر است با وجود این تمام انرژی مورد نیاز ما را تامین میکند در مورد اینکه این انرژی عظیم در خورشید چگونه به وجود می آید، دانشمندان قدیم تصور میکردند که خورشید در حال سوختن است  ولی امروزه متوجه شده اند که این نظریه غلط است ، زیرا اگر خورشید در حال سوختن بود ، مسلما" تا به امروز به کلی از بین رفته بود امروزه نتیجه تحقیق دانشمندان در مورد انرژی خورشید چنین است : به طور یقین گرما و نور خورشید در اثر آزاد شدن انرژی اتمی بعضی عناصر حاصل میشود این عنصرها احتمالا" ئیدروژن و کربن است

 
جزر و مد چگونه به وجود میاید؟
 
همانطور که میدانید اجسام همواره همکدیگر را جذب میکنند به همین دلیل خورشید نه تنها زمین ، بلکه سایر سیارات خود را نیز جذب میکند ، همچنانکه سیاره ها نیز به نوبه خود خورشید را جذب میکنند  ماه هم نیروی جاذبه دارد و زمین را به سوی خود میکشد  و این نیرو در هر ساعت از روز بر قسمتهایی از زمین که فاصله کمتری با ماه دارد ، بیشتر اثر میکند و چون آب به آسانی قابل کشیده شدن است ، ماه آن را بیشتر بالا میکشد در این صورت مّد ایجاد میشود و وقتی که همان قسمت فاصله بیشتری با ماه پیدا میکند ، آب پایین میاید و جزر تشکیل میشود

 
لوله کشی از کی معمول شد؟
 
احتمال میرود چینی ها نخستین افرادی بودند که در حدود 5000 سال قبل از میلاد یعنی در حدود 7000 هزار سال پیش از لوله کشی برای انتقال آب استفاده کرده اند آنها جهت لوله کشی نی خیزران به کار می بردند به این ترتیب که تعدادی از آنها را به هم مربوط می ساختند ، تا آب را از منابعی مختلف به محلهای مورد نظر برسانند امّا آنچه که قطعی است ، مصریان در 3000 سال قبل از میلاد از لوله کشی مسی استفاده می بردند! ولی تکمیل لوله ها ، و حتی استفاده از آنها قرنها به تعویق افتاد ، تا اینکه از قرن 18 به بعد ساخت لوله های چدنی و استفاده نسبتا" وسیع از آنها معمول شد

 
بعضی ها در خواب خروپف میکنند؟
 
در هنگام خواب ، مجرای فوقانی حلق در قسمت گلو « زبان کوچک ، عضلات کام و گلو » شل گردیده ، بطرف داخل کشیده شده و در نتیجه ، راه تنفسی باریک میشود بر اثر عبور هوا از مجاری باریک شده ، زبان کوچک و کام نرم ، به ارتعاش در آمده تولید صدا میکنند ، که اصطلاحا" به آن خروپف یا خرناس کشیدن میگویند

هر کسی در موقع خواب به آرامی خرناس میکشد ، ولی بعلل مختلف ممکن است حالت « خروپف حاد» ، در اشخاص ظاهر گردد بطور کلی هر چه سن بالاتر رفته و فرد چاق تر شود ، امکان بروز خرناس حاد زیادتر میگردد افزون بر آن ، خروپف بر اثر حساسیت ، آسیب دیده گی بینی ، لوزه و بافتهای حلقی بزرگ شده ، مصرف داروهای آرام بخش ، نوشیدن مشروبات الکی و حتی گاهی بر اثر سرماخوردگی ، بوجود می آید کسانیکه خرناس شدید میکشند ، معولا" استراحت و خواب خوبی نداشته و در نتیجه ، صبح وقتی از خواب بیدار میشوند احساس خستگی میکنند ، همچنین خروپف ممکن است سبب افزایش فشار خون گردد ، لذا مراجعه به پزشک متخصص برای کسانیکه خروپف شدید دارند ضروری است

متخصصین امر به کسانیکه خروپف میکنند توصیه می نمایند :

از مصرف الکل ، قرصهای خواب آور و آرام بخش ، داروهای ضد حساسیت به هنگام خواب خودداری کنند

از خوابیدن به پشت اجتناب ورزیده و سعی کنند به پهلو یا به شکم بخوابند 

در صورت داشتن اضافه وزن ، سعی شود وزن خود را کاهش دهند در موقع خواب سر خود را روی بالش 15 تا 20 سانتی قرار بدهند



یکشنبه 3 مرداد 1389 ÊæÓØ میترا



متن عاشقانه : خیلی سخته ...

متن عاشقانه


خیلی سخته كه دلی روبا نگات دزدیده باشی

وسط راه اما ازعشق،یه كمی ترسیده باشی

 خیلی سخته كه بدونه واسه چیزی نگرانی ازخودت می پرسی یعنی،میشه اون بره زمانی؟

خیلی سخته توی پاییزباغریبی آشنا شی اما

وقتی كه بهار شد یه جوری ازش جداشی

خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه بعد به اون بگی كه چشمات نمی خواد اونو ببینه

خیلی سخته كه ببینی كسی عاشقیش دروغه

چقدر از گریه اون شب،چشم تو سرش شلوغه 

خیلی سخته واسه اون بشكنه یه روز غرورت اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت

خیلی سخته بودن تو واسه اون بشه عادت 


 دیگه بوسیدن دستات واسه اون بشه عبادت

خیلی سخته كه دل تو نكنه قصد تلافی تا كه بین دوپرستو نباشه هیچ اختلافی

خیلی سخته اونكه دیروز واسش یه رویا بودیاز یادش رفته كه واسش تو تموم دنیا بودی

خیلی سخته بری یكشب واسه چیدن ستاره ولی تا رسیدی اونجا ببینی روزشد دوباره

خیلی سخته كه من وتو همیشه باهم بمونیم

انقدعاشق كه ندونن دیوونه كدوممونیم
 

  




یکشنبه 3 مرداد 1389 ÊæÓØ میترا



Blog Skin